سلام. خیلی دوست دارم این نوشتم که واسه ی توی بخونی. نمی خوام حرفای تکراری بزنم. تو این مدت که باهات بودم خیلی چیزا یاد گرفتم.ازت ممنونم. تو بهم گفتی اگه میحوام باهات باشم باید طوری باشم که تو میخوای. بهم گفتی برو آدم شو بعد باهاتم. با حرفات تحقیرم کردی. یه بار به این فکر کردی که من تورو چطوری میخوام؟ نه فکر نکردی. من فقط ازت یه چیز می خواستم، ازت میخواستم واست مهم باشم.فقط همین. توقع زیادیه؟من میخواستم مثل قبل باشی مهربون و خوب. ولی تو به زور باهام حرف میزدی. بهت گفته بودم هر وقت ازم خسته شدی بهم بگو. چرا نگفتی؟چرا امیدوارم کردی؟ چرا با منی که دوستم نداشتی ادامه دادی؟ بذاریه واقعیتو بهت بگم. تو بدجوری دلمو شکستی. اصلا معنی شکستن رو میفهمی؟چند شب بعد از اینکه بهم گفتی برو آدم شو کارم فقط گریه بود. معنی گریه رو میفهمی؟ من با تمام وجود دوستت داشتم. تو در جواب این دوست داشتن بهم گفتی" ازین دوستی چی گیرت میاد؟" خداوکیلی انصافه؟ فکر نکن راحت این حرفارو می نویسم نه بابت هر کلمه کلی اشک ریختم. من فقط می خواستم یکی باشه که دوستش داشته باشم.یکی که دوستم داشته باشه. یکی که بهش تکیه کنم. من خیلی تنهام خیلی...من فقط همینو می خواستم.ولی نشد. نمی دونم شاید تنهایی تنها قسمت منه.هر وقت تک میزدی آروم میشدم. من به تک زدنت قانع بودم. فقط ازت همینو میخواستم. حالا که دارم اینو می نویسم تصمیم خودمو گرفتم. تو منو نمی خواستی، ولم کردیو تنهام گذاشتی. من این دنیا رو نمی خوام،ولش میکنمو تنهاش میذارم.بهت گفته بودم واسه خودم زندگی نمی کنم حالا که دلیل زندگیم نیست پس زندگی بی ارزشه.واسم خیلی ارزش داشتی خیلی. قدری که حتی باورت نمی شه.امشب شب جمعه است نمیدونم این نوشته رو کی میخونی ولی من فردا قراره کارمو تموم کنم.میدونی این کارو میکنم. از خدا میخوام سلامت نگه دارتت. شاید وقتی که اینو میخونی من پیشه خدام باشم... دعا کن همین طوری باشه. دعا کن خدا دیگه عذابم نده ...
هیچ وقت فراموشت نمی کنم. همیشه به یادتم.
واسه آخرین بار میگم دوستت دارم.
مثل قبل بای.....................................................شکوه
عاشقه دل سوخته
به منه
آشفته حال سر بزن...!